راهنمای ساخت و ساز محتوا برای بشر (مخاطب) و ربات های گوگل
بهاین پرسش اصلی پاسخ دادیم که متخصص بهینه سازی و ساختوساز محتوا بایستی برای چه مخاطبانی محتوا فراهم نمایند: یوزرها و رباتها. اکنون پرسش اصلی دیگری پیش می آید: چطور می گردد محتوایی هم برای یک آدم ساختوساز گردد و هم برای یک ماشین و هردو هم آن محتوا را فهم نمایند؟ جواب مختصرومفید این میباشد که با تعادل میگردد محتوایی سئوشده برای یوزرها و رباتها سئو در مشهد ساخت کرد.
در هر محتوایی که ساخت میگردد بایستی هم چیزهایی که برای رباتها اصلیاند و هم چیزهایی که برای مخاطب اساسی میباشد و وی درپی آنها میشود، وجود داشته باشد. در محتوای سئوشده می بایست بین حق تقدمهای یوزرها و رباتها تعادل برقرار گردیده باشد.
درادامه، نکاتی را میگویم که با رعایتکردن آن ها محتوایی که ساخت میگردد برای بشر و رباتها، هردو، با صرفه شدهاست و هردو آن محتوا را دیدنی و اثر گذار و کاربردی می بینند.
باصرفهسازی وبسایت برای کرالرهای گوگل پروسه مختلفی دارااست. صرفا محتوا وجود ندارد که بایستی برای کرالرها باصرفه گردیده باشد. چنانچه عشق و علاقهمند میباشید بدانید چطور میگردد دقت و رضایت رباتها را تماما جلب کرد و علاوهبر محتوا چهچیزهای دیگری در وب سایت می بایست برای آنها باصرفه خواهد شد، نوشته ی علمیی «بازی موفقیت-پیروزی با رباتهای گوگل» را بخوانید.
۱. تیتر صفحه های می بایست برای رباتها و یوزرها، باهم، درج شده باشد
این را خیلی شنیدید که تیتر برگه بایستی کاربر را جذب نماید و تیتر جالب و مختلف میباشد که می تواند حیث استفاده کننده را جلب و اورا برای کیلککردن روی پیوند متقاعد نماید. البته تنها مخاطب وجود ندارد که تحت عنوان صفحه ها تارنما اعتنا مینماید، تیتر ورقه برای رباتها هم اصلی و گزینشکننده میباشد.
شاید رباتهای موتورهای کاوش هنوز نتوانند مثل یک آدم کل یک محتوا را بخوانند و فهم نمایند، ولی مطلقا می توانند دریابند یک محتوا برای چه درج شده میباشد، یعنی رباتها می فهمند محتوا معرفی مال میباشد یا این که یک نوشتهی علمیی آموزشی. پس، بهتیتر یک قاعدهی کلی، دارای تخصص بهینه سازی و ایجاد محتوا تاجایممکن بایستی در محتوا سرنخهایی برای رباتها بگذارند تا آن ها بهراحتی موردی (Context) محتوا را متوجه شوند.
پس، تیتر می بایست واژهی کلیدی اساسی ورقه را برای ربات در خویش داشته و برای استفاده کننده هم دیدنی باشد.
۲. مخاطب و ربات ها محتوای اشتباه و متعددی وقتگیر یا این که خیلی نادر را دوست ندارند
در اینکه تعداد لغات چهقدر برای موتورهای کاوش اصلی می باشند، در میان کارشناسان بهینه سازی اختلافلحاظ وجود دارااست. بیان شده میباشد که هرچه تعداد عبارات محتوا بیشتر باشد یعنی محتوا جامعخیس میباشد و زیرا در دیده گوگل محتوایی که به سوال استفاده کننده جواب جامعوکامل بدهد، با کیفیت و ارزشمندتر میباشد، پس آن محتوا سکوی بهتری میگیرد. نکته اینجاست که مدام اینطور وجود ندارد.
اساسی این میباشد که ارتفاع محتوا متناسب با موضوعی که به آن می پردازد، باشد. یعنی نمی شود در معرفی یک رستوارن ساده ۳هزار واژه نوشت! ضرورتی ندارد. و برعکس، در حالتیکه کسی بخواهد درباره ی seo تارنما فروشگاهی محتوای کاملی بنویسد، ۲هزار کلمه و واژه هم نادر میباشد. رباتها مورد و مسئلهی محتوا و وب سایت را میفهمند، به این ترتیب این را هم متوجه میشوند که ارتفاع محتوا با آن زمینه تناسب دارااست یا این که خیر. یوزرها هم می فهمند که تالیف کننده قصد داشته زیادهگویی نماید یا این که خیلی معدود سخن زده و حق مقاله را ادا نکرده میباشد.
شاید رباتها کلیهی اشتباههای تایپی، دستوری یا این که املایی را نفهمند البته چنانچه تعداد اشتباهها آنقدر زیاد باشد که محتوا مضمون ندهد، نمیتوانند محتوا را دریابند و آن را ایندکس نمایند. ولی، استفاده کننده کلیه نوع نادرست را متوجه میگردد و در شرایطی که اشتباههای املایی و دستوری و تایپی زیاد باشد اصولا محتوا را نخواهد فهمید و احتمالا وبسایت را رخنه مینماید و پشت گرمی خویش را به آن از دست میدهد.
۳. ساختار محتوا و تعیین لغت ها می بایست ظریف باشد زیرا پیامهای مشخصی را به مخاطب و ربات ها می دهد
در تعیین لغت ها یک محتوا نخستین می بایست استفاده کننده انسانی و برای تهیه ساختار متن هر دو استفاده کننده را درنظر گرفت. هر وب سایت و هر محتوایی کاربر (بشر) خاص خودش را داراست. کلماتی که در متن به کارگیری می شوند بایستی متناسببا سطح خوانندهی آن باشند. از جمله، هنگامی اینجانب یک نوشته ی علمی برای وبلاگ تارنما دانشگاهی مینویسم، زیرا می دانم کاربر اینجانب دانشجو یان و اشخاص کارشناس میباشند، مجازم از لغات بسیار تخصصی و سطح بالا استعمال کنم. ولی در صورتیکه قرار باشد برای سایتی خبری که استفاده کننده آن دانشگاهیان نیستند، موضوعی را ارزیابی کنم؛ بایستی عبارات بی آلایشتری را بهعمل ببرم و طوری مقاله را بنویسم که کلیه آن را بفهمند.
ساختار محتوا برای رباتها و مخاطب اساسی میباشد زیرا هردو را هدایت مینماید. زمانی محتوا فهرست داشته باشد، در تیترهای مهم و فرعی از لغات کلیدی مصرف شده باشد، محتوا پیشگفتار و سودگیری داشته باشد، و در آن داده ها و داده های عددی روشن و صحیح و اثرگذار گنجانده گردیده باشد؛ رباتها موردی محتوا را خوب می فهمند و استفاده کننده نیز محتوا را بهراحتی میخواند و می فهمد و جواب سوالش را می گیرد.
۴. استفاده کننده و رباتها جذابیتهای بصری محتوا را دوست دارا هستند
رباتها متوجه میشوند که محتوا از تمامیی ابزارهای ممکن (عکس، کلیپ، صوت، اینفوگرافی، چارت، موشن گرافیک، برنامه کودک، گیف و …) برای اینکه استفاده کننده به چیزیکه میخواهد رسد، امداد گرفته میباشد یا این که خیر. از جمله، هنگامی مخاطب می خواهد بداند چطور بایستی یک شیرینی را صحیح نماید، آن را در گوگل سرچ مینماید. گوگل حتما محتوایی را که علاوهبر تایپ کردن ظریف و بدیهی آحاد مواد اول و اندازهها و فرآیند فعالیت، تصویری با کیفیت از هر مرحله قرار داده و در انتهای محتوا ویدئوی کوتاهی از پروسه پخت و تزیینکردن آن شیرینی نیز گذارده میباشد، به وی آرم میدهد.
زیرا آن محتوا خیرفقط مفیدتر و کاربردیخیس میباشد بلکه برای استفاده کننده جذابیت بصری هم داراست. بههمیناستدلال، گوگل سفارش نموده است که کلیهی تصاویر و ویدئوها کیفیت عالی و با صرفهگردیده باشند. ازطرفدیگر، رباتها عکسهای محتوا را میخوانند (متنهای جایگزین تصویر یا این که Alt image) و همین به آنان امداد مینماید تا خوب موضوع و مسئله محتوا را فهم نمایند. ولی، متنهای جایگزین تصویر تنها برای رباتها وجود ندارد. در شرایطیکه به هر دلیلی تصویر گشوده نشود، مخاطب هم کاربر آن متن ها به شمار می رود. همینطور، برای یوزرها نابینا، screen readerها متنهای جایگزین عکس را میخوانند.
پس، alt text حقیقتا می بایست تصویر را گستردن دهد خیراینکه یکسری واژهکلیدی باشد که پشتسرهم درج شده میباشد و معنایی نمیدهد.

صفحه ها داخلی خود را به صدق طراحی فرمائید